تبليغاتX
« اراجيــــــــــــــــــف دختـــرخاله »

 

يافتم ملت يافتم !

بالاخره اون تنوعي رو كه ساليانه سال ! دنبالش ميگشتم رو يافتم چه قد تلاش و كوشش كردم تا عاقبت يافتم .

حالا بگم چي رو يافتم ؟!

وبلاگ نويسي تا مدتي تعطيل ! بنده این رو يافتم

پس همه با هم  بگين  !

هورررررررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

 

دست دست !   ماشاالا !

               نه ! خجالتم ندين تو رو خدا  !   

عروس بشی ایشالا ! بگو ایشالا بابا ماشالا !

آره دیگه خوش به حالتون شد دیگه !

حالا تا يه مدتي از دست! دخي خاله راحتين . بازم بگين

هوررررررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

من واقعا لذت مي برم وقتي مي بينم همه خوشحالين !

پس يه بار ديگه

هورررررررررررررررررررررررررررراااااااااااااااااااااااااااااااااااا

خوب كافيه ديگه ! حالا بهت رو ميدم پرو رو نشو ديگه ! دهههههههه 

حالا شايد مدت مدیدی  آپ نكنم اما اگه آپ كردي مثل بچه ي آدم بايد بيايي خبر بدي ها ! باشه ؟ پس يادت نره چي گفتم ! 

پس تا يه مدتي   بايييييييييييييييييييييييییییییییييييييييي.

راستی یه چیزی  اینو نگاه کن (((( )))

حالا میتونی بری . 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 18:1 توسط .:. دختر خاله .:.


 

سلام سلام عزيز من ...كودك دلپذيرمن....جايي كه خط كشي نداشت ...چراغ راهنما نداشت ....اول به چپ نگاه كن ....بعدش به راست نگاه كن ...بچه جلو پاتو نگاه كن . ....اگه ماشین نیومد ... از خیابان گذر کن ....

گفتم این دفعه با یه پیام اخلاقی شروع کنم بهتره ! واسه آینده تون یه وقت لازم میشه  ! (هر چند چه آینده ای چه کشکی)

 

خوب چه خبرا ؟ حالتون که خوبه انشاالله ! حال منم بگی نگی بد نیست بهترم . یعنی اولش بهتر بودم بعدش یه کم بدتر شدم  ! تو عالمه بهتر شدن  یهو بدتر ! تر از بدتر شدم (فهمیدین چی گفتم   نفهمیدین؟!! شما چی می فهمین که این دومیش باشه)

 

خب حتما کما بیش باید خبر داشته باشین!  که هفته پیش طی یک سري حوادث غير مترقبه يكي از پست هام حذفید (شايد بگين همچين آش دهن سوزي هم نبود) اما من معتقدم پست آدم مثل بچه ي آدم مي مونه! .

بعد از اين كه پست محترمه حذفيد دنيا در چشمان درياي ام . تيره و تارشد ..اونقد ناراحت شدم كه از زوره ناراحتي دو دفعه تا پاي سكته رفتم اما به خود سكته كه مي رسيدم نامرد خلاصي مي داد .  چندين و چند بار اينجوري شد    .بعدش واسه اينكه به خودم دلداري بدم رفتم يه آب سرد نوش جان كردم با خودم گفتم : پست  رو كه حذف كردم هيچ! يه آبم روش  بعد ليوان رو تا ته خالي كردم

در پايان بگم كه اون روز بهترين روز زندگي ام بود

 

خوب حالا برسيم سر اصل مطلب .امروز اومدم تا یه معما براتون طرح كنم( که به دليل كمبود وقت قبلا طرح كردم و با خودم آوردم .)اينا  ايناهاش .

 

فقط يه مشکل كوچيك هست اونم اين كه شما بايد لطف كنين و جواب درست رو بگين.

 

معما اينه :

دختر همسايه 5 تا شكلات دارد 3 تايش را به من مي دهد حالا دختر همسايه چند تا شكلات دارد؟ (در ضمن بگم كه جواب صحيح چيزي به غير از 2 مي باشد )

تمركز كنين و چهار دونگ حواس تونو به كار بگيرين.

چون اگه درست بگين يك جايزه ارزنده نصيب تون ميشه

پس تا شما چرتكه بندازي و جمع و تفريق كني منم برم سر جوايز!

 

يكي اون ميكروفون رو بده به من:

جايزه نفر اول :يه بليط سه روزه ! رفت و برگشت به جنگل هاي آمازون !

 (به به  عجب جاي با صفايی گفتم هم يه  هوايي عوض مي كنين هم يه چند تا آمازوني مثل خودتون مي بينين روحيه ميگيرين  

 

جايزه نفر دوم :بازم يه بليط رفت و برگشت سه روزه به جنگل هاي آمازون 

 

جايزه نفرسوم: وبازهم! همچنان يك بليط سه روزه به جنگل هاي آمازون(از قديم و ندیم گفتن دختر خاله و حرفش )

 

جايزه نفرچهارم : باز يك بليط...... صبر كن بينم. آخه كجاي دنيا به نفر چهارم جايزه دادن كه من بدم ! فكر كردين مي تونين سر من كلاه بزارين. نخير آقا ! واسه نفر چهارم جايزه نداريم 

 

خوب تا سه میشمارم زود جواب  رو بگین!

چي شد؟!! جواب معما چی شد  من منتظره جوابم ! خنگا یالا جواب بدین دیگه

مگه با شما نيستم .

وقت کمه زوووووووووود 

 

ای بابا ! پس این جوابه چی شد ؟  ببینم نمیخواین جواب بدین ؟!! نه !!!!!!

 

به جهنم  ! جواب ندین که ندین ! آسمون که به زمین نمیاد ! تقصیر منه که واسه شما خوبی کردم بشکنه این دست که پر از نمکه !

اصلا خودم جواب درست رو میگم .

جواب درست :

درسته كه دختر همسايه 5 تا شكلات داره و 3 تا شو ميده به من  . اما من كه مثل شما بي ادب و بي تربيت نيستم هر سه تا شو بگيرم  .من چون بچه ي خوب و با ادبی ام 
فقط 1 دونه شو قبول مي كنم  بقيه شو پس ميدم در نتيجه 4 تا واسه خودش مي مونه 

 

آخه جونم مرگ شده اين  سخت بود .

 

معماي به اين ساده گي رو نتونستين حل كنين فردا پس فردا معماي زندگي رو چطور ميخواين حل كنين .

کلا یعنی خاک بر سرتون .خب من ديگه ميرم .ازاين به بعد  به جاي خدافظي با يك شعار به شما باي باي ميگم.

 

پس شعار اين هفته :

همه تون  با صداي بلند و دشمن كر كن فرياد بزنين .

تا خون در رگه ماست       مادمازل دختر خاله ي ماست 

نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي ( اينو واسه خود شيريني گفتم )

 

خوب دیگه ! تا برنامه بعدي بای بای!   

 

 

 

....................................................................................................

 

 

امروز بدو بدو  اومدم تا بگم  آهای ملت!!! گم شده پیدا شده !پست حذف شده رو! یکی از بچه ها  ذخیره داشت برام ایمیل کردش !

دستش درد نکنه ! میزارمش ! این پایین

 

 

 

بحث ومیزه گرد با سخنرانی دختر خاله !!

سلام خوبی ! چطوری ؟!!

خونه واده خو بن ؟ اقوام و خو یشاوندان چطورن ؟ عمو .عمه.دایی.زن عمو کوچیکه .زن دایی بزرگه همه خو بن ؟ میگم تو رو خدا منو از حال این فک و فامیلاتون بی خبر نزارین اگه کسالتی چیزی داشتن بهم بگین !من طاقت شنیدنشو دارم .

حالا فعلا  اول از همه بزارين تا یادم نرفته  ! يه كارت صدآفرين تقديم كنم  به اون دسته از عزيزاني كه  تو پست قبلي اومدن از دختر خاله حمايت كردن و نظر دادن    يه كارت هزار آفرين هم تقديم كنم به اون دسته از عزيزاني كه اومدن ولي نخونده نظر دادن   یه كارت هزار و سيصد آفرين هم تقديم كنم به اون دسته از عزيزاني كه  ! اصلا نيامدن .  

حالا  همه گي يكصدا داد بزنين :آفرين! صد آفرين! هزار و سيصد آفرين! سوسكه رفته تو زير زمين
! درسته كه ربطي نداشت !  ولي قافيه كه داشت

خوب امروز اومدم تا يه ميزه گرد ! تشكيل بدم  يه بحث و گفتمان تا بشينيم راجع به بيكاري جوان ها اختلاط كنيم .  ( (پس خدا آخر عاقبت همه تونو به خير كنه )

حالا مواد لازم براي تشكيل اين گفتمان :

۱. يك عدد ميزه گرد براي بحث  (لازم به ذكره كه ميزه  حتما بايد گرد باشه )چون خوبيه يك ميزه گرد! به گردي يه  ميزه شه .

۲.چند عدد صندلي به ميزان لازم ( زياد فرقي نمي كنه چه مدلي باشه   )

۳. دختر خاله ! يك پيمانه   

۴.تعدادی خانم و آقای تحصیل کرده ی بیکار ( الانه كه همه هوررري بيان   )

خوب حالا  با اجازه ی بزرگترا  !  به عنوان سخنران مجلس بحث رو آغاز مي كنم  :   

آره عزيزانم عارض شم خدمت تون كه ! ! بيكاري بد درديه ! يعني درد بي درمونه ! يه جور درديه كه اصلا دوا نداره    يه چيزي مثل سر طان مي مونه با اين تفاوت كه باعث مرگ نميشه .

ما براي مقابله با اين  موذل احتياج به ريشه يابي داريم ! يعني بايد بگرديم ببينم ريشه بيكاري از كجاست ؟!!  لازم به ذكره كه براي ريشه يابي احتياج به باغبون داريم تا ريشه ها رو بتونه درست تشخيص بده  حالا كي ميتونه يك تعريف رياضي از باغبون داشته باشه ؟!
خوب به دليل ذيغ وقت خودم تعريف ميكنم .  ريشه + باغبون = مش رجب 

حالا چون مش رجب با خانواده رفته مسافرت مجبوريم خودمان ريشه اين موذل رو پيدا كنيم .پس شمااين ور و بگرد! من اون ور و مي گردم .هر كي اول پيدا كرد جايزه داره

(دختر خاله از بحث خارج نشو )

باشه جانم باشه   خوب كجا بوديم ! بله داشتم ميگفتم  كه بيكاري ! بيكاري . امان از اين بيكاري .خدا بگم چي كارت كنه بيكاري.  الهي به روز سياه بشيني بيكاري 

آخه حيفه اين همه جوان تحصيل كرده نيست كه مدرك به دست آلاخون  والاخون ! حيرون و ويرون !نالون و گريون ! دنبال كار باشن آخرشم نتونن گير بيارن

والا از قديم و نديم هم نقل شده :  كلاغه قار قار ميكنه! مورچه رو بيدار ميكنه! مورچه ميره كار ميكنه! دونه ها رو بار ميكنه . همين جاست كه مي تونيم به ارزش و اهميت كار پي ببريم .

يه عزيز ديگه هم مي فرمايند : برو كار بكن بچه ! برو كار بكن بچه مگو چيست كار . كه سرمايه جاوداني یست كار .

شعر هاي زيادي در اين زمينه داريم كه به دليل ذيغ وقت به جلسات بعدي ملكول ميكنم .(موکول)

فعلا به نماينده گي ا ز همه بيكاران جامعه همين اينجا حضورا فرياد بر مي آورم كه چرا ؟ خدايا چرا ؟ ايهالناس چرا ؟؟؟
طرف خروار خروار تحصيلات و مدرك داره اون وقت بايد از راه مسافر كشي امورات بگذرونه ؟   

اين رسمه شه ! تو رو به مولا اين رسمه شه ! تو بمیری این رسمه شه ! آينده ي اينا چطور بايد تامين شه  آخه اينا آينده مي خوان ! زندگي مي خوان! هزار مدل كفت و زهره مار مي خوان         
 چرا رسيده گي نمي كنين .اينا دردشونو به كي بايد بگن .  ها ؟ها؟ ها؟اااااااااااااا اااااااااااااااااااااااااا
 (شرمنده صدامو بردم بالا .  يه لحظه جوگير شدم)

حالا يكي نيست بگه دخترخاله  تو هم بيكاري ها !  نشستي با اون عقل ناقصت داري واسه كي سخنراني ميكني!  کیه که به حرفت گوش بده اينا كه قربونش برم همه شون خوابن 

ها چی ؟آقا يكي تكليف منو روشن كنه!

من اينجا دارم سخنراني مي کنم يا قصه ليلي و مجنون تعريف  می کنم  كه همه خوابتون برده ! پاشين بي مصرف ها! مثلا دارم از شما دفاع ميكنم  ده پاشین دیگه ! ای بابا

 الهی که بخوابین و دیگه بیدار نشین

 حالا كه اينطور شد منم!همين جا ختم جلسه رو اعلام ميكنم  ميزه گرد بي ميزه گرد !

 همون بهتر  همه تون بيكار بمونين! منو باش به خاطر کی دارم خودمو به آب و آتيش ميزنم.

در پایان ما از اين ميزه گرد اين نتيجه رو ميگيریم:

 كه هر كي خودش بره واسه خودش كار پيدا كنه به من چه

 من رفتم دیگه

 فعلا  باي . 

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 9:14 توسط .:. دختر خاله .:.


 

سلام به دوستای گل و گلابه ! گلابتونه ! گلاب به رومه ! گل گاو زبون  
(این سلام کردن ما هم مکافاتی شده )
نشد یه دفعه بیاییم مثل بچه ي آدم سلام کنیم .  يكي منو ادب كنه 
برو كنار ببينم ( با شما نبودم ) با اين دخترعمه هه بودم   خير نديده يه هفته است
خونه ما تلپ شده كه هيچ  ! الانم با سر رفته تو مانيتور مي خواد ببينه من چي مي نويسم 
( برو كنار  )
آخه آدمم اينقد فضول    والا صد دفعه بهش ميگم بروخونه تون ! مگه خونه زندگي نداري
مگه بي جا و مكاني ! اصلا به روي مباركش هم نمياره ! همه فاميل دارن ما هم فاميل داريم .
خوب حالا از شما چه خبر  ! حالا ت و احوالات و علل خصوص مادیات خوبه ؟!!
ببینم چک برگشتی که ندارین ؟!( نیست اگه داشتین میخواستم براتون پاس کنم  )
ولی دروغ چرا ! از دو هفته پیش دارم پولهامو جمع می کنم  
بين خودمون باشه  قراره ! اگه خدا بخواد واسه  شماعی زاده گیتار بخرم 
بهش گفتم بابا جان ! اینقد منت این دختر رو نکش! خودت  روکوچیک نکن !
بیا خودم ۱ گیتاری برات میخرم که ۲ تا گیتار از کنارش در بیاد بشه ۳ تا! 
 (بزار دلش خوش باشه بچه  )
راستي  يه خبر خوش ! پسفورد آي ديم رو زدن ( حالا اين كجاش خوش بود   )
نمي دونم كار كدوم با شرفي يه  ! حالا هر كي هم هست به نظر خيلي خوش اشتها مياد

 آخه واسم پيغام گذاشته كه دختر خاله آي دي تو زدم شريني شو بده !   
استغفرالله ! آدمم اينقد پر رو ! آي ديمو كه زده هيچ ! اين وسط يه چيزي هم طلبكاره .
رو كه نيست روباهه !
نمي دونم چرا اين روزا بعضي ها زيادي نسبت به من مهر و محبت دارن !  يه نفر ديگه هم تو
نظرات گفته بود : مادمازل خانم وبلا گت رو مي خوايم هك كينم غزل خدافظي رو بخون .
منم تو جواب اين عزيز زحمتكش عرض كنم  كه

 اولا : جناب  (شازده )من بلد نيستم غزل بخونم! اصلا غزلم كجا بود منظورم اينه كه هر چي بلدم همش رديف قافيه است 
دوما : دختر خاله رو از موش مي ترسوني ؟!! من خودم يه زماني موش شكار مي كردم 
مينداختم جلوي گربه     كاري نكن تورو بندازم جلوي گرگه ! 

سوما :بزار یه کم فکر کنم ....
چهارما :حالا گيرم برادري كردي منت گذاشتي هكش كردي ! دنيا كه به آخر نمي رسه . فوقش پس ميگيرم
اگه نشد ميرم در خونه ي! بلاگفا  مي گم : تق تق تق بلاگفا جون خونه اي .
در! رو واكن عزيز اومديم ثبت نام    اونم كه از خداشه ! خلاصه  دوباره  ثبت نام
 مي كنيم. روز از نو روزي از نو ! 

اگه بازاونم هكش كردي فداي سرت ! غصه چرا مي خوري . بازم به بلاگفا رو ميندازم ! والا من يكي خيلي صبر و حوصله ام زياده .
  پس يعني آخر ماجرا چي شد : اين شد كه هر كي با دختر خاله در افتاد! آخرش هم! ور افتاد   

 (قافيه رو مي بيني تو رو خدا  )
 بيخود نيست كه به من ميگن  شاهكاره ادبيات !

خوب پاشم برم به بد بختي هام برسم اينجا نشستم كه چي بشه ! شمام پاشين برين به كاراتون برسين  پاشین !

تا 3 ميشمارم رفتين كه رفتين  اگه نرفتين هم نرفتین !کاری ازدستم بر نمیاد! باي . )


 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 11:54 توسط .:. دختر خاله .:.


 

سلام و صد سلام و صدو بیست سلام و دویست سلام
میگما حیفه این همه سلام نیست حرومه شما بشه ! همون یکیش از سرتونم زیاده

خوب احوال دوستای همیشگی !!خوبین . خوشین
ایشالا که به حق پنج تن ! ناخوشین
چه حال چه خبر ! تابستون خوش میگذره ؟!! واسه ما که بگی نگی خوش نمی گذره 
آخه تابستون که بیاد پشت سرش گرما میاد 
 حالا گرما هم که میاد ! پشت سرش پشه و شته و انواع حشره میاد
خلاصه مردم آزاری ها شروع میشه . نمونش همین چند دقیقه پیش که تو خواب خوش بودم یه چند تا  مگس اومدن  بالای سرم . گرگم به هوا بازی  کردن!  هی چرخیدن ! هی چرخیدن
سرم که گیج رفت  آنچنان  جیغی کشیدم ! که خودم از خودم ترسیدم    همون جا بود که از خواب پریدم ! بعدش با حشره کش به صورتشون سم پاشیدم ! الانم از بیخوابی نشستم آپیدم  !بعدش ...(آی بسه بابا حالا تا شب هی قافیه بساز )


خوب حالا یه چیزه مهم تر! اگه حواسه پنج گانه تون سر جاشه که گمون نکنم باید  به یاد داشته باشین امروز روز مادره ! اصلا ببینم واسه ماماناتون  کادو مادو تدارک دیدین یا نه!! نکنه مثل من خودتونو زدین به نفهمی و  انگار نه انگار !

 ماشاالا ! بزنم به تخته ! عجب فرزندان  بی خیالی داره این مرز و بوم .
بابا اینقد بی تفاوت نشینین همش سالی یه بار روزه مادره !
برین از خجالتش در بیاین .
منو نگاه نکن من اگه  بی خیال تر از همه ام. علت داره
آخه شکر خدا مادرم رفته شهرستان خونه خالم .  حالا خدا می دونه کی میادش!
خوشبختانه مراسم کادو بده  و کادو بگیر نداریم 
 ولی یادش بخیر همین پارسال! یه کادوی گرون قیمتی خریدم نگو و نپرس! هنوزم که هنوزه دارم قسط هاشو میدم .حالا اگه گفتین چه کادویی؟!! آفرین یه شاخه گل .
چیه خنده داره مگه ! همون یه شاخه رو هم کلی منت "دختر همسایه "رو کشیدم تا حاضر شد یکی بچینه بده بهم !  نمی دونین حیاط خونه شون پر از گل و گیاهه

چشم شو که دور دیدم خواستم یه شاخه دیگه رو ! کش برم که از شانسم دید بعد با یه کف گرگی و یه فیتیله پیچ ! آنچنان از حیاط پرتم کرد بیرون ! که تا خود خونه کله ملق اومدم همون موقع بود که پشت دست مو داغ کردم که دیگه چشم بد به مال مردم نداشته باشم.


آره ننه ! داشتم میگفتم که از روی نداری و بد بختی ! همون یه دونه شاخه رو غنیمت دیدیم ! آوردیم خونه! یه کم عطر زدیم! خوشبو کننده زدیم ! ادویه جات زدیم ! یه کم سس ریختیم ! بعدش گذاشتیم رو اجاق گاز ! غذا رو آماده کردیم
شوخی کردم گذاشتم  تو دست مامان ! حالا مثل همیشه حواسم پرت بود  تا خواستم بگم روز مادر مبارک . گفتم سال نو مبارک ! از شرمنده گی آب شدم رفتم تو زمین!
 یه چند ماهی همون جا مونده گار شدم گل بیچاره هم  از خجالت پر پر شد  آخرش  هم مثل هر سال مادرمون از هدیه روز مادر بی نصیب ماند .
اینم خاطره ی غم انگیز من 


بفرما تقدیم به اونایی که هی نشستن گفتن مادمازل خانم از درد و غم بنویس ! از درد و غم بنویس.
آخه درد و بلات بخوره تو سر بغل دستیت . قربونه اون چشای کج و کولت برم .
مگه شما خودت کم درد و غم داری !اون وقت منم  بیام ! به دردات اضافه کنم  که چی بشه !این همه غمو که نمی تونی رو دوشت تحمل کنی.


خدای نه کرده ! زبونم لال !یه وقت  قوز می گیری اون وقت با صد تا عمل زیبایی هم خوب نمیشی
اگه غلط گفتم ! بگو غلط گفتی .


فعلا  


دل من به رنگه خونه     یه دل شاد و جوونه (جوان)

نمی خواد تنها بمونه       از غم و غصه بخونه

بخونه ! بخووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونه

( باشه حالا چرا داد می زنی یواش تر! بچه خوابه  )

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 10:15 توسط .:. دختر خاله .:.


 

 سلام به روی ماهت ! به صورت سیاهت ! به اخم اون نگاهت ! نگاه بی گناهت ! کوفت اینم جوابت
 (شرمنده خواستم ردیف قافیه داشته باشه   )
حالا یه عرض ادب و احترام خدمت دوستای گل من گلی   گل گلی  و مونگولی 
کیف حالک ؟ همه تون انابخیر ید .
می بینم که دوران انتظار به سر رسیده
آخه دختر خاله اومده  !    (وای خوش اومده  )
به قول یارو گفتنی چه خبرونه ؟ سرحالید ! سرزنده اید ! سردماغید 
والا من که ز یاد مساعد نیستم چون یه روزه پر از هیجان رو پشت سر گذاشتم حالا این عکس رو نگاه کنین تا  عارض شم خدمت تون 

 من که مو به تنم سیخ گشته است چه رسد به دشمن کافر!
 
والا دیروز دوستم شلغم جان(شبنم) با ماشین باباش اومد دنبالم گفتش یه دوری تو شهر بزنیم منم گفتم باشه  به شرطی که تخته گاز بری   اونم قبول کرد هنوز دو قدم راه نرفته بودیم که این مادمازال ها (پلیس ها) دنبالمون راه افتادن 
آی چشمتون روز بد نبینه همچین با بلند گو  عربده کشیدن که چی : آهای ماشین نوک مدادی نگه دار ! ماشین نوک مدادی نگه دار .
گفتم شلغم بانو! نگر دار ببینم چی میگه گفتش خنگول ماشین ما که نوک مدادی نیست یه نگاه انداختم دیدم راست میگفت
 بعد رامونو گرفتیم رفتیم باز دوباره صدا اومد: ماشین نوک مدادی نگه دار !

گفتم تو رو به ابوالفضل نگر دار ببینم چی میگه (ابوالفضل اسم نامزدشه )خلاصه نگه داشتیم . بعدش همون رانندش با اعصبانیت اومد طرفمون گفتش مگه کر ین مگه نمی شنو ین ماشین نوک مدادی نگه دار   
گفتم آخه سرکار ماشین ما که  نوک مدادی نیست قرمزه !!
گفتش چه فرقی می کنه مگه مداد قرمز نوک نداره ؟!!آی خندیدم گفتم سرکارجون ما رو دست میندازی از شما بعیده ها ! خوبی یت نداره   
گفتش نیش تو ببند کارت ماشین با گواهینامه
تو داشبورت و گشتیم اثری از کارت ماشین نبود گواهینامه رو هم که اصلا حرفشو  نزن
 دیگه مونده بودیم چی کار کنیم  گفتم سرکار جون  کارت ماشین همرامون نیست کارت اینترنت بدم خدمت تون  گفتش خفه شو نکبت ! رشوه به ماموره دولت اونم حینه انجام وظیفه !

 بعدش جا تون خالی یه جریمه کله گنده نوشتن گذاشتن کفه دستمون که تا عمر دار یم دعا گوشون هستیم . اون عکسه بالایی هست اونو موقع خدافظی انداختم .باز خوبه گفتم یه فیگوره کوچولو بیایین همچین ژستی گرفتن انگار میخوان بو قلمون بزنن
اینم همون ماد مازل ها هستن خواستم یه کپی از عکس اولی بگیرم که کپی یش اینجور در اومد  

عجب خواهرانی
اصلا معلوم نیست از دیوار کدوم بنده خدا دارن بالا میرن .


حالا یکی نیست بگه  حاج خانم ! آبجی !   اون بالا رفتی چیکار بیا پایین می افتی کار دست خودت  می دی
آی اصلا به من چه !!

خوب یواش یواش  رفع زحمت کنم .شمام یکی یکی به ترتیب نظراتونو بندازین تو صندوق خیر یه !! یعنی هر چی بیشتر نظر بدین بیشتر ثواب بردین ببین تو رو خدا به فکر خودم که نیستم فقط به فکر شماهام ! همش می خوام اون دنیا رو سفید باشین

خوب دیگه حرف نمیزنم !! پس تا روز دیگه و دیدار دیگه !
خدا نگهدارتون ! علی به همراهتون ! دختر خاله هم ارباب تون !!!

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 10:30 توسط .:. دختر خاله .:.


 

سلام به دوست های تر گل و مرگل و  سر گل و سنبل و بلبل و هزار تا کوفت و زهره مار دیگه !
 شرمنده این سلام از نوع اصغر آقا جلا د !  قصاب محله مون بود .
حالا خودم یه سلام مخصوص دارم به دوستای  مهربون, نامهربون , کوچیک و بزرگ پیر و جوون !
حالتون خوبه ایشاالا ؟
با هوای گرم چطور ین ؟ حتما دیگه تا الان کولر ها رو روشن کردین ز یر هوای خنک دارین وبلاگ منو می خونین !
چه عجب نمردیم دیدیم  یه بار  هم که شده تو زندگی تون دارین کار مفید  انجام می دین ! پس مرحبا  احسنت باریکلا

 امروز یه تصمیم بزرگ گرفتم اگه گفتین چه تصمیمی ؟
آفرین تصمیم کبرا  ( کبرا کتابش را گم کرده بود )
شو خی کردم تصمیم گرفتم از این به بعد دیگه یک هفته در میون آپدیت کنم آخه یه خورده ز یاد کار دارم
حالا ببین گر یه و زاری هاشون از الان شروع شده ! بابا جان  باز من یه هفته در میون می خوام اپ کنم  بعضی ها هستن اصلا سال به سال هم آپ نمی کنن
پس  برین خدا رو شاکر باشین به  خاطر داشتن  همچین دختر خاله ای دو رکعت نماز شکر بخونین .
خوب حالا بریم سر اصل مطلب : این دفعه بر عکس پست های قبلی می خوام یه کم پیش تون ناله کنم گر یه کنم فغان کنم فتنه کنم (عجب قافیه ای شد )
امروز داغ دلم تازه شد رو زخم کهنه شدم یه گونی نمک پاشیدن

امروز صبح رفته بودم خونه عمو ! که ای کاش قلم پام می شکست نمی رفتم ای کاش به تیر غیب مبتلا می شدم  ای کاش ... (زبون تو گاز بگیر دختر برو سر اصل مطلب )
خلاصه تا پام و از در گذاشتم تو ! در جا نصفه سکته زدم آخه خاطرات گذشته زنده شد
حالا بپرسین چه خاطراتی ؟ اصلا مگه شماها فضولین به شماها چه ؟  حالا  گر یه نکن میگم
این عمو به خاطر نمره قبولی پسر عمو کوچیکه   براش یه سگ گرفته اونم چه سگی !
وقتی دیدمش یاد نازی از دست رفتم افتادم داغ دلم تازه شد. والا در زمان های قدیم یه سگ با وفایی داشتیم به اسم نازی صبح ها با صدای پارس دلنشین اون از خواب بیدار می شدیم  شب ها  هم با پارس اون به  خواب می رفتیم !  هر چه کرد اون همسایه نامرد کرد یه روز پا شد اومد گفت : این سگ شما  ناز نازی شما   آرامش و از ما گرفته آسایش نداریم صدای پارس کردنش محله رو گذاشته رو سرش ! بنداز ینش بیرون !

والا از یه طرف  اونم حق داشت اواخر نازی یه کم اعصاب  خرد میکرد آخه تا گنجشک میدید صداش در می اومد تا گر به رو دیوار میدید مثل جن دیده ها  پارس میکرد .منم گفتم نازی  ناز خاتون ! ببین چطور همه رو از دست خودت شاکی کردی دیگه هیچ کس نمی خوادت !دیگه صدات و در نیار باشه ؟ . اونم غصه اش گرفت ! یه روز غروب بی خبر از خونه قهر کرد رفت  دیگه بر نگشت !
من مونده بودم و خاطرات نازی والا همه جا کوچه به کوچه شهر به شهر دنبالش گشتم اما اثری ازش نبود
آخرش از رو نا چاری رفتم  آگهی دادم و نوشتم :


نازی جون بیا برگرد به خونه نازی مهربونم

 بیا ای نازنین دردت به جونم نازی همزبونم

 
بعد چند روز یه نفر اومد  گفتش من نازی شما رو دیدم داشت از

 فرود گاه مهر آباد خارج می شد یعنی رفت خارجه ! بعدش هم خبر اومد همون جا از درد غربت و نکبت تموم کرده ! نمی دونین چه قد دلم سوخت بعدش رفتم در غم عزیز از دست رفته شعر گفتم که بعدا کلی هم معروف شد .


                     " تقدیم به سگ باوفا نازی  "


       گل اومد بی وفایی یادم اومد نازی همدم من 
          بهار  آشنایی یادم اومد نازی همدم من
      چکید از شاخه بارون قطره قطره نازی همدم من 
         از اون اشک جدایی یادم امد نازی همدم من 

        نازی جون منو چشم انتظاری نازی همدم من

         فقط این مونده از تو یادگاری نازی همدم من


حالا هم خودتونو آماده کنین می خوام یه چیزی بگم ولی تو رو خدا  !جون هر کی که دوست دارین نزنین ها ؟ باشه ؟


این چیزایی که گفتم همش اراجیف بود یعنی اصلا نازی وجود ندار ه
ههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
هههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه
یعنی چی ؟ یعنی همه تون سر کار بودین هههههههههههههه


ولی  عجب داستانی ساختم ها  همه تون تو کف موندین !
ولی خود تون هم خیلی ساده این دیگه !  تا هر کی حرفی می زنه زود باور می کنین
نکنین تا هر کی اومد یه حرفی زد باور نکنین اما این که گفتم پسر عمو سگ گرفته فقط اون تیکه شو  باور کنین !  آخه صبحی خودش زنگ زد گفتش بیا فکر هامونو رو هم بزاریم دو دو تا چهار تا کنیم یه اسمی براش پیدا کنیم  . منم سیصد ساله نوری فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که اسمش و بزار یم زومبه ! آخه خود پسر عمو هم خیلی شبیه سه گارو بود

 گفتم منم می شم داداش کایکو !

بابات هم حاکم بزرگ   دندون مصنوعی بابات هم علامت مخصوص حاکم بزرگ ! دیگه چی می خوای 
اونم قبول کرد منم برگشتم خونه .

راستی بچه ها  یه چیز دیگه ! من یه ننه ی خوشگلی دارم اسمش ننه عشقوله

 قربونش برم الهی ! سن و سالی ازش گذشته اما دلش از من و شماجوون تره
 آی این  ننه ی ما ! بلا   خیلی امروزی هستش . میگم یه وبلاگ هم داره ,
طفلک پا درد داره نمی تونه به همه سر بزنه شماها لطف کنین یه سر برین پیشش
هم حالش و بپرسین هم اگه خریدی مر یدی داشت واسش انجام بدین
آخه خوبیت نداره تا من و شما هستیم این همه راه رو پاشه بره بازار چه !
والا هم ثواب می برین هم دعای خیر یش همیشه پشت و پناهتون می شه !
پس ننه عشقول یادتون نره !

(آهااااااااای ننه ! ننه عشقول ! نن جون سماور و روشن کن گمونم امشب کلی مهمون داری )

خوب دیگه مزاحم نمی شم ولی موندم حیرون! من چه قد کم حرف میزنم  !

 خوب تا یک هفته در میونه دیگه درود و دو صد بدرود.

 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 21:37 توسط .:. دختر خاله .:.


 

سلام

از قطره قطره اشک چشمانم و از آن چه که در قلبم می تپد و خون در رگهایم جاری می شود دسته گلی زیبا می سازم به نام سلام

(این سلام یه کم هندی بود جدی نگیرین !)


اول از همه ! از تون می خوام حتما حتما  یه سر برین به وبلاگ خلوت خیال آخه نمی دونین !!! تو یکی از پست هاش یه شعری سروده راجع به من و وبلاگم !   والا خیلی جالبه  خودم که خیلی سوپرایز شدم . دسش دردنکنه  فقط میتونم بگم   اجرش با امام رضا .

          توجه                                                      توجه 
                                 فوق العاده


یه سر برین به  خلوت خیال با خیالتون خلوت کنین !
بح بح  عجب تبلیغی کردم !
اصلا میگم چطوره  از فردا  تو هر پست وب بقیه رو هم  تبلیغ کنم  ؟
شیطونه می گه برم اسم وبلاگمو عوض کنم به جای (( اراجیف دختر خاله)) بزارم
(( ستاد تبلیغاتی دختر خاله )) رو سر درش هم بزرگ بنویسم : آی خونه دار آی بچه دار زنبیل و بردار و بیار وبلاگ نو اومد بازار


ببین تو رو خدا عجب مخلوقاتی هستن تا گفتم می خوام تبلیغاتی را بندازم همه صف کشیدن
متفرق شین پشیمون شدم منفرق شین !
(استغفرالا ) به حق چیزای ندیده !   صف نون وایی باز کردن واسم !


خوب از شوخی بگذریم حالات و احوالات شما  که ایشالا خوبه  ؟
ما هم خوبیم شکر خدا نفسی میاد میره  ! میاد میره
فقط نمی تونم امروز  زیاد حرف بزنم آخه گلوم گرفته ! صدام در نمیاد  دیشب نزدیک یک کیلو بستنی خوردم
امروز که پا شدم دیدم صدام نا پدید شده !
حالا یکی نیست بگه صدات گرفته ! دستت که نشکسته ! اینجا باید حرف تو با تایپ بگی نه با حنجره
(چون کسی نبود بگه دیگه خودم گفتم )
شما که نمی دونین من چه قد بستنی دوست دارم از گردویی گرفته تا چوبی  . بستنی چوبی رو با چوبش قورت می دم.
 (شوخی کردم  )
الان هم نمی دونین چه صدای دامبال دومبولی از خونه همسایه میادش  آخه عروسی دارن
همه رفتن علا من !
مامانم منو نبرد گفتش نمی خواد بیایی همه اونجا جشن و شادی کنن تو هم بشینی وره دل من هی سرفه کنی آبرومو ببری دیگه چفت در و محکم  بستن و رفتن
 والا صدای دامبال دومبول که میاد آدم بیشتر هوس میکنه بره عروسی (می خوام گریه کنم  )

خوب بسه یه دفعه سیل را میندازم .

حالا بزارین از دیشب براتون بگم دیشب که داشتم بستنی می خوردم بابا هم داشت روزنامه می خوندکه یهو چشمم تو روزنامه  به عکس جورج بوش  افتاد .همون جا بی مقدمه رفتم با مشت محکم زدم به عکسه !حالا طفلی بابا هاج و واج پرسید  این چه کار یه ؟گفتم مشت محکمی بود بر دهان امریکا !!! (جاتون خالی خندیدم ها )

بعدش داداشم اومد گفت چی شده بگین ما هم بخندیم بعد بابا تعریف کرد اونم که یخ ! به جای اینکه بخنده گفتش من دیگه واقعا شک دارم این دختره عقل تو کله اش باشه

از شما چه پنهون از وقتی این حرف زده خودمم به شک افتادم

حالا سر شام هم نزدیک بود یه سر برم اون دنیا

آخه داشتم می خوردم که یهو لقمه گیر کرد تو گلوم داشتم خفه می شدم(کم مونده بود بی دختر خاله شین )مامان به موقع به دادم رسید با دست محکم زد پشتم واه واه اونم چه زدنی ! ماشالا دست که نبود  بیل بود به جای لقمه دل و رودم پر ید بیرون گفتم موا چه خبره نا سلامتی آدمم مجسمه که نیستم اونم طلبکار میشه می گه اصلا خوبی به تو نیومده کاش میذاشتم همون جا خفه شی حیفه نون !

گفتم باشه معذرت حالا چرا می زنی !

آی چه قد حرف زدم شماها چه قد حرف از من می کشین نا سلامتی من مریض احوالم یه میلیون درجه تب دارم یه کم مراعات خوب چیزیه  . خوب بر ین بیشتر ازاین متصدی اوقات  من نشین می خوام استراحت کنم

 فعلا

به قول یکی از شاعرا که می گفت :اگر به سراغ من می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا  !   ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

منم به تقلید از اون می گم :اگر به سراغ من می آیید با آبمیوه و کمپوت بیایید مبادا ! دست خالی بیایید چی گفتم

 

یکی منوببره عروسی ...

 


 




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 21:14 توسط .:. دختر خاله .:.